تاريخ : ۱۳۸٤/٤/٢۸ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

سلام

باز هم فرصتی دست داد تا به شما دوستان وبلاگی ام سری بزنم و با نوشتن يک شعر لحظاتی را با شما باشم

 

******************

        و تنها عشق ...

 

نبينم شاعری پژمرده باشد

دل آئينه گونش مرده باشد

و يا چون مثنوی های غريبم

از ايجاز دلم سرخورد باشد

و يا گنج نهان سينه اش را

غم دنيا به يغما برده باشد

مبادا فاعلاتن فاعلاتت

دل يک زاغ را آزرده باشد

خوشا آنکس که چون حافظ و سعدی

دل عالم به شعرش برده باشد

و تنها عشق می ماند دگر هيچ

اگرچه شاعرش هم مرده باشد

 

مصطفی اين مرد تنها



تاريخ : ۱۳۸٤/٤/۱٧ | ٥:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

سلام

 

عصر جمعه تون بخير

واين هم يک شعر از سر دلتنگی

 


 

می خواستنم ترا تنها برای خود

تا زخم کهنه بيابد دوای خود

امروز بی سبب  تنها به جرم عشق

له کرده ای مرا در زير پای خود

اين مسلخ تو و اين نيز چوب دار

بفرست عاشق خود را به جای خود

يک مرد گمشده   يک قرن می شود !

او را صدابزن از لابلای خود

ای حادثه هنوز تکرار می شوی

دست مرا بکش از ماجرای خود

******* 

   

متشکرم خدانگهدار

ما رو از نظرات خوبتون محروم نفرمائيد.



تاريخ : ۱۳۸٤/٤/۱٥ | ٦:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

سلام

بی تو بايد عشق را تنها گذاشت

بی تو بايد روی گلها پا گذاشت

بی تو دل آواره صحرا شد و

 روی شنها رد پايی جا گذاشت

 

مصطفی را دريابيد!!!

 

 



تاريخ : ۱۳۸٤/٤/٩ | ٤:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

عزيزان سلام

اميدوارم فرصت خوندن نوشته ها و شعر های دلتنگی منو هم داشته باشيد .

 

برای رسم زيبا چشمهايی خارق العاده

و ابرويی کمان با پلکهايی نافذ و ساده

قلم در دست و دل در بند کاغذ شعر بايد شد

بزن خط شعر قبلی را که از چشم من افتاده

دلم با ارغوانها و نگاهم با کبوترها

اگرچه دوره گردم بی سر و سامان هر جاده

هجوم عشق کاری کرد مجنون گونه بنويسم

منم مست می عشق و تو در ميخانه ام باده

چرا زيبا نمی گنجی تو  در اوزانی از شعرم

مفاعيلن مفاعيلی و من يک شاعر ساده

نماز تازه ای خواندم به پيش قبله چشمت

نمازم تا ابد برپا بدون مهر و سجاده

پری رو ... می گريزی از نگاه ساکت و سردم ؟

نمی خواهی بگو خود می روم بشمار يک تا ده ...

 

مصطفی عابدی اردکانی(غروب)

سروده شده در تاريخ  ۲۲/۱/۱۳۸۳

 



تاريخ : ۱۳۸٤/٤/٤ | ٩:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

سلام

تبريک و تبريک و تبريک

تبريک به اداره ملت

تبريک به هوشمندی ملت

تبريک به عزم ملت و بالاخره ...

اتفاقی که قرار بود بيفتد... افتاد

و سفارشی به رئيس جمهور منتخب :

آقای احمدی نژاد

سلام

 

ما به شما رأي داديم و تورا با رنجها و دغدغه ها پس از رقابتي سنگين

 

 پس از دو مرحله برگزيديم . هماني باش كه در ذهن همايمان نقش بسته

 

اي ؛ مردمي ، مهربان ، ساده و صادق ، علي گونه و مقتدر.

 

دستهاي پينه بسته كارگران را و قشر متوسط و ضعيف جامعه كه تو را از

 

دست بازاريان و سرمايه داران و كارخانه داران نجات دادند و اعتبار

 

بخشيدند فراموش مكن .

 

رجايي زمان باش و خود را اسير حزب و جناح مكن .

 

جانا دوستت داريم چرا كه مهرت را خدا در قلب ما انداخته است .

 

خدا حافظ    رئيس جمهور

 

اي منتخب واقعي توده مردم .

 

مصطفي عابدي اردكاني

 



تاريخ : ۱۳۸٤/٤/٢ | ۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)  تسليت باد

 

بانوي آب

 

 

يا فاطمه ! زيباترين تصوير خلقت  

 

ای مادر آيينه  آب و محبت

           

                                                    

نامت گره خورده ست با اندوه عالم

 

شب با نداي ربنايت كرده عادت

 

 

اي مادر هفت آسمان و كهكشانها    

 

جز اين ترا هر چه بخوانم هست تهمت

 

 

 

بانوي آبي ، هر چه اقيانوس مهرت

 

بانوي شعري و غزلهامان صداقت

 

 

اي آفتاب آسمان عشق و ايمان

 

خورشيد از نور رخت كانون ظلمت

 

 

اي با طراوت شبنم روي گل سرخ

 

عشق تو مفهوم سپيدي از صداقت

 

 

اندوه عالم با تو بود اي ياس خوشبو

 

از لحظه سبز تولد تا شهادت

 

 دوستدار شما   مصطفی



  • گسیختن
  • راندن