تاريخ : ۱۳۸۸/٥/٢۳ | ۸:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

آهنگ مهمانی

آماده ای ای دل؛

               برای پاک بودن؟

با "او "نشستن، پیش او چون خاک بودن؟

مانند الماس از زلال عاشقی لبریز گشتن؟

آماده ای تا بر حریم سفره دلدار بنشینی؟

آماده ای تا کوچه باغ مهربانی را  بپیمایی؟

دلدار اینک نزد ما و ما چه دوریم

اینجا  و آنجا!

              ما چه کوریم

آهنگ مهمانیش می آید؛

 

دل را به آوای سحر باید سپردن

جسم زمینی را به دست باد دادن

آنگه صدای بال های روح و جان خود شنیدن

بشنو؛ ندای ربّنا در شهر پیچید

اینک؛ همه ذرات عالم در تکاپوی ثنایش بی قرارند

آهنگ مهمانیش می آید

آهنگ مهمانیش می آید

 



تاريخ : ۱۳۸۸/٥/۱٦ | ٧:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

امرروز روز میلاد امام حی و حاضر ، ناجی تاریخ و انسانیت و اسلام است.

و من از خودم می پرسم آیا منتظر آقا هستم ؟ آیا برای ظهورش اماده شده ام. آیا اعمال و رفتارم  یک فرد منتظر را نشان می دهد؟   جوابی چنین از دلم بر می آید:

 

 

من... از شما می پرسم آیا بی قراریم ؟

دل در کمند عشق گلها می سپاریم؟

آیا برای دیدن نرگس نگاری

هر لحظه را با بی قراری می شماریم؟

آیا مهیائیم تا آقا بیاید

با این دل و روی سیه در انتظاریم؟

آیینه ها تصویری از حورو پری شد

از یار غافل می شویم و می نگاریم :

"دنیاست رنگارنگ و فعلاً ای نگارم

وقتی برای از شما گفتن نداریم"!

 

این عید بزرگ بر تمام شیعیان مبارک باد



تاريخ : ۱۳۸۸/٥/۱۳ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

جوانی کجایی که یادت بخیر!

دوازدهم شعبان روز میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام است. چند سالیست این روز را روز جوان نامگذاری کرده اند. این روز را به تمام جوانان شهر و دیارم  تبریک عرض می کنم و آن را بهانه ای قرار می دهم تا کمی از دنیای جوانی بنویسم.

جوانی روزهای پر فراز و نشیبی که سرنوشت آدمی را رمق می زند و هرکسی کوله بار تمام عمرش را در این روزهای پرنشاط و سراسر انرژی و تلاش از توشه مادی و معنوی پر می کند تا در روزهای سخت پیری با مشکلات کمتری روبرو شود.

جوانی را باید غنیمت شمرد، آن را قدر دانست و در حد توان از لحظه لحظه آن استفاده کرد. روزهای جوانی روزهای پر اهمیتی هستند بطوریکه از جمله سئوالاتی که در شب اول قبر از آدمی پرسیده می شود اینست که "جوانی خود را در چه راهی صرف کردی؟"

واقعاً جوانی چیست؟ من فکر می کنم که ما همه مانند آن ماهی هستیم که درون دریا از آب می پرسد و زمانی می فهمد آب چیست که خارج از آب روی ساحل، برای ادامه حیات دست و پا می زند! ما نیز زمانی به رمز و راز جوانی پی خواهیم برد که پیری و میانسالی به سراغمان آمده و شور و حال جوانی از وجود مان رخت بر بسته است.

آری ... آیا جوانی تنها به محدوده سنی خاصی اطلاق می شود؟ آیا در افراد مختلف یکسان است و یا اینکه به جز سن و سال، شاخص های دیگری هم دارد؟

سئوالی که همواره  ذهنم را به خود مشغول داشته اینست که واقعا این جوانی چیست که اینقدر اهمیت دارد و چگونه است که در اوج اهمیت و ارزش، ما اینقدر از آن غافلیم و زمانی به خود می آییم که سپری شده و آن دوران طلایی را از دست داده ایم.

یقین هرکس برای این سئوالات پاسخهای متفاوتی دارد ولی آنچه در آن شکی نیست اینست که پیش از آنکه بفهمیم جوانی چیست آن را از دست داده ایم و تنها باخاطراتش دست و پنجه نرم می کنیم و در محافل دوستان، با آه و حسرتی برآمده از اعماق جان، از  آن روزهای از دست رفته تعریف می کنیم و می گوییم :

جوانی کجایی که یادت بخیر!



  • گسیختن
  • راندن