تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٢٦ | ٤:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

 

سومین شب شعر استانی "همراه با خورشید" بمنظور یادمان سومین سالگرد رحلت عالم وارسته و شاعر فرزانه مرحوم آیت ا... بهجتی "شفق" امام جمعه فقید شهرمان اردکان در مجتمع بزرگ  فرهنگی هنری آیت ا...خاتمی اردکان در شامگاه پنجشنبه 25 شهریور ماه سالجاری برگزار گردید.

این مراسم با همکاری دفتر انجمن شعر و ادب اردکان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اردکان با حضور شاعران استانی به منظور تجلیل از شخصیت ادبی و علمی آیت ا... شفق برپا گردید.

 

در این مراسم  که با حضور پررنگ مسئولین محترم استان و شهرستان و علاقمندان به شعر و ادب  و دوستداران شاعر و عارف وارسته آیت الله شفق  صورت گرفت شعرای مطرح استان و شهرستان به شعر خوانی پرداخته و مقالاتی نیز در موضوع بررسی ابعاد اشعار استاد شفق قرائت گردید.

همچنین از جمله برنامه های  جانبی  این مراسم اجرای کلیپ، برپایی نمایشگاه عکس ایت آ... بهجتی )از جوانی تا وفات )، نمایشگاه کتاب مولفین اردکانی و توزیع فولدرهایی حاوی کتاب شاعران اردکانی و نشریه ویژه نامه استاد شفق به عنوان هدیه به کلیه حاضران بود.

دفتر انجمن شعر و ادب اردکان بر خود لازم می داند از همکاری صمیمانه کلیه مسئولین و نهادهای شهرستان خصوصاً امام جمعه محترم ، فرماندار،شهردار، ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولین دلسوز آیینه اردکان تشکر نماید.

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٦/٦ | ٥:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

 

به سفارش ستاد دیه استان یزد   جشن گلریزان – رمضان 1431

مهر الهی

مثل یک کفتر چاهی
یه روز از یه اشتباهی
افتادم گوشه زندون
توی شهر بی پناهی


توی شب های سیاهم
نه ستاره ای نه ماهی
من  اسیر میله ها و
زندگیم رو به تباهی

 

سرنوشت من رقم خورد
توی یک لحظه واهی
توی یک غفلت بیجا
مونده ام سر دو راهی

خونواده ام پریشون
زندگیم رو به سیاهی
شکوه دارم از زمونه
زخم دل می ده گواهی

"بابا جون بیا به خونه"
میگه و می کشه آهی
همسرش چشمش به راه و
تشنه ی مهر الهی


یادی از زندونیا کن
ای پرنده گاهگاهی
دستای سخاوت تو
انتهای این تباهی

**************

 



  • گسیختن
  • راندن