تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۱٩ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

رمضان عزیز رفت

ماه رهیدگی از گناه و به بند شدن شیطان رفت

ماه زلالیت و معنویت رفت

رمضان

           رفت و ...

 

نشد رخسار ماهت را ببینم

و یا یک لحظه باشی همنشینم

 

نشد در باغ زیبای قنوتت

گلی از شاخسار تو بچینم

 

عیدتان مبارک و التماس دعابای بای



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۱٥ | ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

آماده ای ای دل؛

               برای پاک بودن؟

با "او "نشستن، پیش او چون خاک بودن؟

مانند الماس از زلال عاشقی لبریز گشتن؟

 

آماده ای تا بر حریم سفره دلدار بنشینی؟

آماده ای تا کوچه باغ مهربانی را  بپیمایی؟

دلدار اینک نزد ما و ما چه دوریم

اینجا  و آنجا!

              ما چه کوریم

آهنگ مهمانیش می آید؛

دل را به آوای سحر باید سپردن

جسم زمینی را به دست باد دادن

آنگه صدای بال های روح و جان خود شنیدن

 

بشنو؛ ندای ربّنا در شهر پیچید

اینک؛ همه ذرات عالم در تکاپوی ثنایش بی قرارند

آماده ای ای دل؛

               برای پاک بودن؟

با "او "نشستن، پیش او چون خاک بودن؟

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۱٥ | ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی



  • گسیختن
  • راندن