تاريخ : ۱۳۸۸/۱/٢۸ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

یه مدتیه ننوشتم

یه مدتیه بروز نبودم

تواین مدت رفتم یه جایی که خیلی عالی بود جایی که جای همه تون خالی بود و آرزوی همه هست که به اونجا برن

رفتم  مدینه ، بقیع ، حرم پیامبر، محرم شدم مراسم حج عمره مفرده رو بجا اوردم ، خونه خدا رو دیدم حجرالاسود رو بوسیدم

خلاصه حاتون خالی سال نو سال تحویل کنار حرم پیامبر برا همه تون دعا کردم

سفر معنوی عجیبی بود با تمام سفر های دیگه فرق داره

یه جورایی ادم پا ک میشه بار گناهان سبک میشه یه جورایی دوباره متولد میشی

بیشتر وقتتون رو نمی گیرم  انشاالله براتون از خاطرات سفرم می نویسم و با اشعار و عکسهایی شمار و هم به اونجا می برم . فعلا با یک شعر نو تنهاتون می ذارم :

سلامت میکنم
 ای ماه تاب آسمانهای مه آلود
سلامت میکنم
هرچند نجوایم شکسته است
سلامت میکنم
از امتداد زرد گندم
از سکوت ساده مردم
              مرا در خویش پیداکن
 سلامم را پذیراباش
سلام مردی از جنس غروب و غربت و غم را
که تعبیر تمام خوابهایش را 
در وجود ساده یک کاسه شبنم
در حضور سوره ابریشم و آواز می جوید

مرا در خویش پیدا کن
 منم از نسل قمریهای بی  یک جرعه از پرواز
منم در انتظار آفتاب و در هیاهوی کمی آواز
سلام این شکسته بال در خود مانده را بشنو
"سلامم را تو پاسخ گو"
صدایم بشنوای تصویر رؤ یاها
مرا دریاب
  که بی حس حضور پاک چشمانت
 ابرهای آسمانها هم
                          برایم زار می گریند.

 



  • گسیختن
  • راندن