تاريخ : ۱۳۸۸/٥/۱۳ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

جوانی کجایی که یادت بخیر!

دوازدهم شعبان روز میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام است. چند سالیست این روز را روز جوان نامگذاری کرده اند. این روز را به تمام جوانان شهر و دیارم  تبریک عرض می کنم و آن را بهانه ای قرار می دهم تا کمی از دنیای جوانی بنویسم.

جوانی روزهای پر فراز و نشیبی که سرنوشت آدمی را رمق می زند و هرکسی کوله بار تمام عمرش را در این روزهای پرنشاط و سراسر انرژی و تلاش از توشه مادی و معنوی پر می کند تا در روزهای سخت پیری با مشکلات کمتری روبرو شود.

جوانی را باید غنیمت شمرد، آن را قدر دانست و در حد توان از لحظه لحظه آن استفاده کرد. روزهای جوانی روزهای پر اهمیتی هستند بطوریکه از جمله سئوالاتی که در شب اول قبر از آدمی پرسیده می شود اینست که "جوانی خود را در چه راهی صرف کردی؟"

واقعاً جوانی چیست؟ من فکر می کنم که ما همه مانند آن ماهی هستیم که درون دریا از آب می پرسد و زمانی می فهمد آب چیست که خارج از آب روی ساحل، برای ادامه حیات دست و پا می زند! ما نیز زمانی به رمز و راز جوانی پی خواهیم برد که پیری و میانسالی به سراغمان آمده و شور و حال جوانی از وجود مان رخت بر بسته است.

آری ... آیا جوانی تنها به محدوده سنی خاصی اطلاق می شود؟ آیا در افراد مختلف یکسان است و یا اینکه به جز سن و سال، شاخص های دیگری هم دارد؟

سئوالی که همواره  ذهنم را به خود مشغول داشته اینست که واقعا این جوانی چیست که اینقدر اهمیت دارد و چگونه است که در اوج اهمیت و ارزش، ما اینقدر از آن غافلیم و زمانی به خود می آییم که سپری شده و آن دوران طلایی را از دست داده ایم.

یقین هرکس برای این سئوالات پاسخهای متفاوتی دارد ولی آنچه در آن شکی نیست اینست که پیش از آنکه بفهمیم جوانی چیست آن را از دست داده ایم و تنها باخاطراتش دست و پنجه نرم می کنیم و در محافل دوستان، با آه و حسرتی برآمده از اعماق جان، از  آن روزهای از دست رفته تعریف می کنیم و می گوییم :

جوانی کجایی که یادت بخیر!



  • گسیختن
  • راندن