تاريخ : ۱۳۸٤/٤/٩ | ٤:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

عزيزان سلام

اميدوارم فرصت خوندن نوشته ها و شعر های دلتنگی منو هم داشته باشيد .

 

برای رسم زيبا چشمهايی خارق العاده

و ابرويی کمان با پلکهايی نافذ و ساده

قلم در دست و دل در بند کاغذ شعر بايد شد

بزن خط شعر قبلی را که از چشم من افتاده

دلم با ارغوانها و نگاهم با کبوترها

اگرچه دوره گردم بی سر و سامان هر جاده

هجوم عشق کاری کرد مجنون گونه بنويسم

منم مست می عشق و تو در ميخانه ام باده

چرا زيبا نمی گنجی تو  در اوزانی از شعرم

مفاعيلن مفاعيلی و من يک شاعر ساده

نماز تازه ای خواندم به پيش قبله چشمت

نمازم تا ابد برپا بدون مهر و سجاده

پری رو ... می گريزی از نگاه ساکت و سردم ؟

نمی خواهی بگو خود می روم بشمار يک تا ده ...

 

مصطفی عابدی اردکانی(غروب)

سروده شده در تاريخ  ۲۲/۱/۱۳۸۳

 



  • گسیختن
  • راندن