تاريخ : ۱۳۸٩/٥/٢۸ | ٥:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

 

فردا بیست و نهم مرداد برابر است با سومین سالگرد عارف و شاعر سفر کرده استاد محمد حسین بهجتی "شفق" و این ابیات تقدیم به آن عارف  بزرگ؛ برای اینکه همگان بدانند ما او را بیاد داریم و به این زودی ها فراموشش نخواهیم کرد.
مرگ کبوتر

پس از مرگ کبوتر، آسمان با خود گلاویز است
خیابان از سکوت و رخوتی مرموز سر ریز است
نگاه نسترنها در هوای گرم یک مرداد
زمستانی تر از آیینه های کنج دهلیز است
شقایق های عاشق در تب شلاق  می لرزند
ضمیر شهر در زیر چپاولهای پاییز است
شفق در سرخی چشم سحر گم می شود گویا
زمین و آسمان در مسلخ شمشیر چنگیز است
غزلهای ترا همسایه با مهتاب خواهم کرد
اگرچه این تشابه سخت بی معنا و ناچیز است
بلور دیده در سیمای چون آیینه ات محو است
چه زیبا، دیدنی آن چهره ماه و دل انگیز است
حریم شاعری را طرح سبزی می زدی هر روز
بدون تو شب شعرم چه بی روح و غم انگیز است
"شفق" در آسمان گم شد سه سالی می شود آری
پس از مرگ کبوتر آسمان با خود گلاویز است

 



  • گسیختن
  • راندن