تاريخ : ۱۳۸٩/۸/٢٧ | ٤:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

سلامقلب

 

این روزهای طلایی برشما مبارک

روزهایی مابین دو عید بزرگ

عید قربان عید رهیدن از پیله نفس و عید غدیر عید پرواز تا آسمان ولایت.

 

واما چند دوبیتی به مناسبت فرارسیدن عید غدیر خم از اینجانب :

 

علی تنهاشده بعد از پیمبر

برای زخم او دارو بیاور

علی را محرمی جز نخل و شب نیست

فقط گوید غمش را نزد داور

 

پیمبر دست مولا را برآورد

که بعد از من ولایت دارد این مرد

ولی خفاش از خورشید ترسید

به ظاهر سمت تابش را عوض کرد

 

درخت دین به دست کیست فردا؟

بگو بعد از محمد(ص) کیست مولا؟

ندا آمد "علی" را برگزیدیم

کنار برکه می رویید دریا!

 

چرا تردید و شک را آفریدند؟

مگر پیغمر خود را ندیدند؟

که در آن حج آخر در بر خم

امیر مومنان را برگزیدند

 

خداوندا چرا خفاش باشیم؟

اسیر این همه ای کاش باشیم؟

چرا مثل کلاغ روسیاهی

چو شیطان گفت با من باش ؛ باشیم!

 

همیشه کوفه را با غم ببینید

گرفتار بنی آدم ببنید

به خاکی بی وفا مرد خدا را

به چاه و نخل غم محرم ببینید

 

نجف؛ شهری سراسر ماتم و درد

دلم از غصه اش طاقت نیاورد

خداوندا ! چه زخمی بر دلش بود

که هر شب رو به سمت چاه می کرد؟

 

به نامت عادتی دیرینه دارم

به لطفت یا"علی" امیدوارم

تمام روزهای زندگی را

به امید نگاهی بی قرارم

  



  • گسیختن
  • راندن