تاريخ : ۱۳۸٤/٤/٢۸ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

سلام

باز هم فرصتی دست داد تا به شما دوستان وبلاگی ام سری بزنم و با نوشتن يک شعر لحظاتی را با شما باشم

 

******************

        و تنها عشق ...

 

نبينم شاعری پژمرده باشد

دل آئينه گونش مرده باشد

و يا چون مثنوی های غريبم

از ايجاز دلم سرخورد باشد

و يا گنج نهان سينه اش را

غم دنيا به يغما برده باشد

مبادا فاعلاتن فاعلاتت

دل يک زاغ را آزرده باشد

خوشا آنکس که چون حافظ و سعدی

دل عالم به شعرش برده باشد

و تنها عشق می ماند دگر هيچ

اگرچه شاعرش هم مرده باشد

 

مصطفی اين مرد تنها



  • گسیختن
  • راندن