تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱ | ٤:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

سلامقلب

با شعری نمایی در خدمت شما هستم.

غزل در کاسبرگ چشمهایم گم شده امشب
گمانم تازگی ها
خستگی یا سادگی
جان مرا بیهوده هی ازرده می سازد

ببخشایم
که من هرشب
پذیرای
غم و تنهایی دنیای تاریک خودم هستم

ببخشایم
نمی دانم چرا باید
به معنایی در آنسوی خیال خود
بیندیشم

ببخشایم
غمت در کاسبرگ چشمهایم
مثل شبنم
حس بارش کرده است



  • گسیختن
  • راندن