تاريخ : ۱۳۸٤/٦/٤ | ٦:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

غروب
جمعه
تنهايي
دلم گرفته

سكوت
افقي سرد
كوچه هايي خالي
دلم گرفته

حصار سايه هاي جهنم
امان از اين آتش!
دوباره فريب آدم و حوا
دلم گرفته

دوباره كشتن هابيل بدست برادر
دوباره زمزمه مرگ
چوبه دار
طناب عدالت و عشق كذائي
دلم گرفته

دوباره شعرهاي پريشان
قافيه هاي تكراري
وزنهاي ناموزون
گوشهايي پراز حس ناشنوايي
دلم گرفته

و چشمهايي تار
بي نور
پر از ادعاي بينايي
دلم گرفته

غروب
جمعه
بياد مهدي موعود
آن اله ي زيبايي
دلم گرفته

غروب جمعه تنهايي
دلم گرفته بيا آقا.



  • گسیختن
  • راندن