تاريخ : ۱۳۸٥/٢/۸ | ٦:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

من اناری می کنم دانه به دل می گويم

کاش اين مردم

دانه های دلشان پيدا بود  

سهراب سپهری

 

سلام ؛ سلام به غزل ؛ سلام به شعر ؛ اين نانوشته های شنيدنی

و سلام به غزلدوستان و غزلسازان باغ زندگی

و يک غزل تقديم به شما؛

پس از تو آسمانم بی ستاره

دلم ابری نگاهم پرشراره

به لبخد نجيبت کرده عادت

دل من اين هميشه پاره پاره

 

اسير کوچه هايی بی ترانه

غريب آسمانی بی نگاره

نگاهم بر نگاهت خيره مانده

و دل در انتظار يک اشاره

 

اگر باران شوی برمن بباری

شکوفا ميشود عشقت دوباره

و چشمانت دل پاييزيم را

بهاری تازه می بخشد بهاره!

***

تو رفتی عاشقی رفت و غزل مرد

از آن پس آسمانم بی ستاره

***

تا نوشتاری ديگر و غروبی ديگر


 



  • گسیختن
  • راندن