تاريخ : ۱۳۸٥/٥/۱۸ | ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

 سلام
پس از روزها جدایی سلام مرابپذیرید این اواخر در گیر مطالعه برای آزمون کارشناسی ارشد بودم و سرانجام  روزجمعه  این آزمون رو پشت سر گذاشتم و بلافاصله پس از آن قسمت شد به مدت سه روز جهت یک مأموریت اداری آموزشی به شهر کرمان بروم .جایتان خالی دوستان جمع بودند و کلاسها هم بار علمی زیادی داشت . استاد مان دکتر عبداللهی بود، مردی جوان ولی باتجربه و خوش برخورد . دکترای روانشناسی داشت .خلاصه خوش گذشت استاد باحال و باسودای بود و دائما از سفر های خارج از کشورش سخن می گفت . اگر چه امتحان کارشناسی ارشد روز جمعه زیاد جالب نبود و حالم گرفته شد ولی این سفر روح تازه ای به وجود خسته ام تزریق کرد . با بچه ها به جاهای دیدنی کرمان سرزدیم : مسجد جامع کرمان ، حمام گنجعلی خان ، حمام وکیل ، بازارهای قدیمی کرمان و از همه مهمتر کبابی سید !!! روبروی پارک مطهری. عجب کباب خوشمزه ای داشت جای همه تون خالی . خود پارک مطهری هم جالب و پر رونق و متنوع بود .خلاصه جای همه تون سبز سبزسبز.


و اما مطلب دوم .
آره امروز خیلی حرف برای گفتن دارم . می خوام بگم 13 رجب روز ولادت مولاعلی (ع) مبارکباد . همچنین روز پدر و یا روز مرد رو تبریک می گم. ضمناً یک التماس دعای مخصوص  از همه اونهایی که این ایام رو معتکف شده اند و از این هیاهوی دنیوی کناره گرفته اند دارم  . رک و رواست بگم من که لیاقتشو نداشتم .


گفتم روز پدر
آه ... روز پدر برای اونهاییکه مثل من فقط با یاد و خاطره پدر لحظه ها رو سپری کنند خیلی سخته . خدا سایه پدر رو بر سر همه تون نگه داره ولی مرگ عزیزان خصوصاً پدرهم واقعیتی است که ممکنه برای همه ماها اتفاق بیفته .
پدر را ندیدن ، و تنها با قاب عکس روی دیوار حرف زدن ، خیلی سخته
سالها فقط از او و خاطراتش نوشتن و غم ندیدنش رو فرو خوردن خیلی دشواره
کجاست دستهای جاودانه و سبزت
کجاست حرارت دستهای پپینه بسته ات - پدر- وقتی مرا نوازش می کردی
حالا از تو فقط تصویر مبهم برجای مانده و خاطره ها، تو را پشت ابرهای زندگی مخفی کرده اند.
پدر اینک به ستاره ای می مانی که در آسمان بی ستاره خیالم به روح خسته و سردم می تابد . کاش مرا هم به سوی خود می بردی .
پدر شعر غمگین فراقت تا همیشه در من جاری است و رویای من از حس باتوبودن سرشار. کاش امشب به خوابم می امدی تا روزت را به تو تبریک بگویم .فقط همین .
پدر عزیزم روزت مبارک.

تا غروبی دیگر و نوشتاری دیگر 




  • گسیختن
  • راندن