تاريخ : ۱۳۸٥/۱٠/۱٠ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

 سلام

روز عيد است؛

 عيدي بزرگ، عيد آزمايش پيامبري بزرگ ، عيد تمام مسلمانان .
 راستی چرا اين روز عيد است ؟
بخاطر سربلندي حضرت ابراهيم از يك آزمون بزرگ الهي
حضرت ابراهيم تاريخ و بشريت را در پيشگاه خداوند گار عالميان روسفيد كرد و حتي در راه عهد خود با خدا، فرزندخويش را به قربانگاه برد و تمام شياطين را در مسلخ عشق و يكتا پرستي قرباني كرد.
ماهم بياييم خالصانه شيطا نهاي وجومان را در اين روز دل انگيز و شاد در مسلخ عشق قرباني كنيم .  ان شاءالله
و يك غزل به نام :
شعر فردا ترين

تلاطم مكن ، ساحلم باش ، درياترين !
نسيمي ! به شعرم بوز ! روح افزا ترين

بمان ! تا تو هستي نمي ترسم از حادثه
شكوهت مرا ميكند بي محاباترين

خطوط دلت آيه آيه توهم و رنگ
كه اي؟ اي زواياي چشمت معما ترين

شنيدم كه آهنگ رفتن نمودي ، بــــــرو
و من ... تا نگاه دوباره شكيبا ترين

به اضلاع چشم زلالت طمع كرده ام
بمان تا هميشه ، بخوان شعر فردا ترين

يكي در افقها مرا مات خود كرده است
و شايد تو ... تصويري از آن مسيحا ترين

گره مي خورد عشق نابم به آئينه ها
در آئينه هم انعكاس تو ... زيبا ترين

و حالا ... در اين ناگهان پر از همهمه
خداحافظي مي كنم با تو دريا ترين!
                                                                      6/3/85

تا غروبي ديگر 



  • گسیختن
  • راندن