تاريخ : ۱۳۸٧/۱/۱٧ | ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی


سلام
 با شعری در مورد شهدا در خدمتتون هستم :

 


شمیم عطر گل در شهر پیچید
و خاک اردکان بر خویش بالید
که دشمن از صدای یا حسین ِ
جوانان شجاعش سخت ترسید
دوباره حس پرواز و رسیدن
و هم آوا شدن با شور امید
دوباره یاد مردان شلمچه
حدیث رویش مردان خورشید
عجب رسمیست پیوند گل ومین
خدا گلهای باغ خویش را چید
نگاهم خیره بر  جسم شهیدی
که بی سر بر هوای نفس خندید
پلاک کهنه ای در خاک مانده
فتاده استخوانی پای آن بید
بیا یادی کنیم از لاله هایی
که خون سرخشان بر جاده پاشید
همان آلاله هایی که نوشتند
همیشه با ولایت زنده باشید
بیا یادی کنیم از آن شهیدی
که جسم پاک او صد قطعه گردید
بیا یادی کنیم از خالصی ها
که یاد سبزشان گردیده جاوید
و عاصی زاده آن سردار تنها
که تاسوعا لب دلدار بوسید
بیاد پوردهقان ، میرشمسی
که عطر نامشان در شهر پیچید
کجا رفته ست زفاک آن بسیجی
که در ام الرصاص آقاش را دید
بنازم خاک پاک اردکان را
که نسلی اینچنین را پرورانید
همیشه لاله ها مان باطراوت
خیال سرخشان هر لحظه جاوید


تا فرصت دیگر



  • گسیختن
  • راندن