تاريخ : ۱۳۸٧/٢/۱۳ | ٥:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

بهار سال نو با یاد یاران

و شرحی تازه از آیات قران

 شهیدان زنده نزد خالق خویش

 من و تو مردگانی در بیابان

 تقویم را که مرورکنی به این نکته خواهی رسید که نزدیک به بیست سال از آخرین اعزام به جبهه ها ، آخرین شلیکها ، آخرین نمازهای شب ، آخرین زمزمه ها و نجوای عاشقانه در مناطق جنگی گذشته است. نزدیک به بیست سال است از اجتماع پاکیزگان زمینی که دلی آسمانی داشتند و دل از زمین شسته بودند گذشته است و این خاصیت جنگ است البته اگر تو در لشکر اسلام برای نابودی دشمنانی قدم برداری که قصد تجاوز به دین و میهنت را دارند . روزگاری جبهه ها محفل انس خوبانی بود که خدا را برگزیده بودند و فرمان رهبر بزرگ خویش را لبیک گفته بودند و به نیت پاسداری از حریم دین و ناموس و میهن خود، راهی سرزمین گلها و گلوله ها شده بودند و سربازان جنگی چنین مقدس بی شک از جانب خدا برگزیده شده اند و لیاقت حضور در مدرسه عشق و ورق زدن دفتر سرخ شهادت را داشته اند و الا چه بسیار بوده اند که ناز و نعمت دنیوی را به ادای تکلیف ترجیح دادند و به دنیای رنگارنگ خویش مشغول ماندند . حال که سالها از آن روزهای پر التهاب اما زلال می گذرد نسل جدید ی را می توان نظاره کرد که اگر چه از خود ماهستند اما نگرش و اندیشه شان با ما تفاوتی عمیق دارد . برادر رزمنده ! وقتی 13 سالت بود با نارنجک بازی می کرد ی و نوجوان سیزده سال امروز با رایانه بازی می کند .


تو وقتی 13 ساله بودی در شناسنامه ات دست می بردی تا عازم جبهه ها شوی و نوجوان 13 ساله امروز تلاش میکند تا نام حسین و علی را از شناسنامه اش بردارد تا کامبیز و سیامک صدایش کنند . تو وقتی 18 سالت بود ازدواج کرده بودی و فردای روز عروسی ترا در جبهه ها می دیدند و جوان 18 ساله امروز هنوز در انتخاب موبایلش مردد مانده است و هر روز به فکر عوض کردن آن است . تو آن روزها تمام رنگ لباست رنگ خاک بود و بس ولی جوان امروز از صبح تا شب در فکر انتخاب رنگ لباس و مدل مو و نو ع ادکلن خویش است آخر شب هم می فهمد رنگی که انتخاب کرده از مد افتاده است . آری تو به معنا می اندیشیدی و امروز به سطح و پوسته ظاهری فکر می کنند؛ چرا که تو با فرهنگ جبهه و ایثار بزرگ شده بودی و جوانانی چون من در گیر فرهنگ تحمیلی ابرقدرتها هستیم و این وظیفه توست که مرا به خویشتن واقعی ام باز گردانی و افق واقعی آدمیت را که از ملائک بالاتر است به من نشان دهی . من جوانم اما منتظر . منتظر الگو هایی که مرا به اوج برسانند و چه بسا اگر الگوی خود را نادرست برگزینم یا الگوی خوبی به من معرفی نشود در ابتدا طرز پوشیدن و را ه رفتنم و اندکی بعد طرز فکر کردن شبیه آنانی شود که دشمن خونی ما هستند و روزگاری جنگ را بر تو تمیل کرده اند و چه بسا در جبهه ای که آنروز شکست خورده اند امروز با تغییر تاکتیک خود پیروز شوند و به اهداف خود برسند. برادر ! یادت باشد این جوانان همه از خود ماهستند ؛ برادر کوچک من ، خواهر کوچک شما، پسر برادر شما و ... خلاصه همه مال همین مرز و بوم هستند .همین پسری که در حال پذیرش فرهنگ بیگانه است و همین دختری که حجاب خویش را جدی نمی گیرد همه از ماهستند و خرده فرهنگ های حاکم بر جامعه آنان را بدین سمت سوق داده است . راستی چه شد که پس از جنگ ، معنویات کمرنگ تر شدند و تجمل و ظاهر گرایی جای خود را در میان مردم انقلابی و شهید داده ما پیدا کرد؟ چه شد که برخی ضد ارزش ها به ارزشها بدل شدند و برخی ارزشها به ضد ارزش ؟ در روزگار حال برخی از قدیمی های جنگ نیز تسلیم شرایط شده اند و اوضاع فعلی را پذیرفته اند و سعی در روشن ساختن فضای ذهنی محیط خانواده و فرزندان خود را هم ندارند و حتی از گفتن خاطرات آن سالهای نه چندان دور نیز ابا دارند و عقیده دارند که دیگر آن روزها و آنگونه زیستن را نمی توان تکرا کرد . شاید آنگونه زیستن تکرار نشود ولی بیاد داشته باشیم که ارزشها و باید ها و نباید های یک جامعه اسلامی هرگز کهنه نمیشوند . ارزشها همان ارزشها هستند و مرور زمان زنگار نخواهند گرفت. مگر می توان روزی را حتی در ذهن خود تصور نمود که راستی و صداقت، عشق ورزیدن و محبت، صفا و صمیمت را غیر انسانی بدانیم و دروغگویی ، خیانت و بی تفاوتی را رفتار هایی انسانی و اخلاقی. بیاییم به روزهای جنگ برگردیم و خوبی های جنگ را مرور کنیم و بگوییم اگرچه ماهیت جنگ خوب نیست ولی درسهایی که جنگجویان این جنگ به مادادند ثروتی است بی پایان که با مروردوباره اش راه را دوباره به خاطر خواهیم آورد . بیاییم زندگی حاج همت و بابایی و زین الدین را مرورکنیم و برای بچه هامان داستان شهردار باکری را تعریف کنیم و چگونه زیستن را و حتی چگونه رفتن را به آنها یاد بدهیم . و اینک در این یادمان لاله های شهر فرصتی است سبز که باید آنرا غنیمت بشمریم و با شهدای شهر و دیار خویش بیعتی دوباره ببندیم و سیره زندگی شان را و حرفها و وصیتهایشان را چراغ راه زندگی خویش قرار دهیم .



  • گسیختن
  • راندن