تاريخ : ۱۳۸٧/۱۱/٤ | ٤:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مصطفی عابدی اردکانی

سلام محرم است و نمیشه جز از حسین گفت و نوشت .

 باقطعه ای عاشورایی درخدمتم.

فاصله

گرچه تا تو فاصله فرسنگها
فصل وصلم با خیالت اندک است
عشق سرخت تاهمیشه در دلم
مثل نقشی است که بر سنگی حک است

تشنه ام تشنه تر از ظهر کویر
با تو اما مثل دریا میشوم
باز عاشورا، عطش، مرز جنون
من طنین ای دریغا می شوم

کاروانی از غریبی ، بی کسی
رهسپار کوچه های شهر شام
روی نیزه آفتابی از ازل
می درخشد با شعاعی سرخ فام...

 

تا بعد



  • گسیختن
  • راندن