می دانم آخر

 

در کهکشان چشم تو جان می سپارم

اینگونه مردن را به پایت دوست دارم

 

تا با تو هستم یکنفس آوای عشقم

هر شب دلم را با تو تنها میگذارم

 

در سرزمین سنگها و بی کسی ها

جز یک ستاره در دلم چیزی ندارم

 

شاید افقهای نگاهم تیره باشند

اما دلم روشن به دیدارت  نگارم

 

می دانم آخر در حریم روشن تو

تنهای تنها از غمت جان می سپارم

/ 3 نظر / 31 بازدید
عارف

سلام ممنونم که بهم سر زدین لذت بردم از شعر زیباتون موفق باشین و پایدار[گل]

نرگس (خوب اردیبهشتی )

سلام جناب عابدی من نرگس خلیلی فر هستم یه مدتی در اردکان در انجمن شعر باران مهمان شما و دوستانتان بودم اگر خاطرتان باشد خوشحالم که لذت بردید