درک شقایقها


اگرچه نوشتن از انان که خود را فراموش کردند تا برای همیشه در یاد ها بمانند کار من نیست چرا که من در وجودِ خاکی ِخویش غرقم و در منجلاب دنیای ماده اسیر؛ ولی دل من نیز می خواهد در صف خریدارن یوسف مصر باشد اگر چه با دستهایی خالی .
آری چگونه می توانم از کبوتران سبکبال آسمان عشق و ایمان که در کرشمه معشوق ذوب شده اند بنویسم ؛ چرا که از کبوتر نوشتن بال می خواهد نه دست ، بالهایی از جنس پرواز .

2423256252_91405e358a_m.jpg


              درک شقایقها
درک درستی از شقایق ها نداریم
بربرگهای سرخشان پا می گذاریم
ما ساده ساده به یک لبخند دنیا
روی از خدا گردانده مست روزگاریم
از یاد بردیم آسمانی هایمان را
هرچند می گوئیم در یاد بهاریم
خون تو بارانی ست می بارد به قاب ِ
عکسی که بر تعویض آن اصرار داریم
عکس درختی خشک در برف زمستان
آنجا بجای عکس گلها می گذاریم
من از شما می پرسم آیا بی قراریم ؟
دل در کمند عشق گلها می سپاریم؟
آیا برای دیدن نرگس نگاری
هر لحظه را با بی قراری می شماریم؟
آیا مهیائیم تا آقا بیاید
با این دل و روی سیه در انتظاریم؟
آیینه ها تصویری از حورو پری شد
از یار غافل می شویم و می نگاریم :
"دنیاست رنگارنگ و فعلاً ای شهیدان
وقتی برای از شما گفتن نداریم"!

/ 4 نظر / 6 بازدید
حمید

به نام رب جلیل ؛ سلام بر شما،خسته نباشید . خوب خوشبختانه انتخابات تمام شد و می شود دوباره وبلاگستان رو فعال کرد. این کار رو کردم . امیدوارم به دور از هرگونه جناح بندی و بی تقوایی به اردکانی بهتر بیاندیشیم. آمین. منتظرتان هستم تا با هم باشیم. خدا نگه دار.

یک آشنا

الهی قلم توانای متعهدین دلسوز مستدام ودیگر هیچ

مهدی همراهی

سلام عزیز به گمانم اسمانیها انقلابها را بنیان می نهند و دلها را بسوی اسمان متوجه می کنند. و دنیاییها به دنیایی خود ادامه می دهند تا انقلابی دیگر. ایا این قصه تکراری تاریخ نبوده است ؟

پسر عمو

سلام .... ممنون از احوالپرسی از ما از اظهار لطفتون هم به بنده و مطالبم ممنون بازم منتظریم هم تو وب هم تو خونه به ما سر بزن