سرخترین پنجره

آینه شو عاشقی ابراز کن                             سرخترین پنجره را باز کن

با دل خود در دهمین روز زخم                     مصرعی از یک غزل آغاز کن

لب به عطش وا مکن ای روزگار                 شعر عطشناکیِ او ساز کن

زمزمه کن بر لب خود یک غزل                باز چکاوک شو و پرواز کن

بال و پر آماده ی کویش نما                          شوق سفر تا حرمش ساز کن

مرثیه شو؛ خون بچکان از دلت                   سرخ ترین پنجره را باز کن

کاش می فهمیدم قیام و خروشت برای چه بود؟ کاش می توانستم بفهمم که  شهادتت  برای گواهی آب نبود. کاش می توانستم بفهمم شهادتت حرکت بود، رهایی از بن بست بود، تعالی بود، جریان به سمت آب و آفتاب بود؛ نه رسیدن به جرعه ای آب.

کاش می فهمیدم چرا شمشیرها به سویت شتافتند و چرا در هجوم نیزه ها و تیر ها نماز را فریاد زدی و خدای یگانه را با زیباترین لحن خواندی؟

/ 1 نظر / 5 بازدید
عرشیا

سلام دوست عزیز اگه دنبال فیلم و سریال خارجی با قیمت پایین و زیرنویس فارسی می گردی حتما یکسری به ما بزن در ضمن خرید به صورت پستی و می تونی پول رو به مامور پست بدی. با تشکر فروشگاه بیا تو سریال www.bia2serial.com