چشم در راه

با سلام



با یک غزل تازه به روزم


اگر اینگونه ات من چشم در راهم
اگر با دست تو افتاده در  چاهم
اگر شب، چشم بر بیراهه می دوزم
اگر یخ می زند در سینه ام، آهم
اگر کر می شود  گوش بیابان  با
طنین ضجه های گاه و بیگاهم
خدا داند ترا ای ماه من تنها
برای غربت و بغضم  نمی خواهم
 
اگر در انتظار روی مهتابی ت
همیشه با شبی تاریک همراهم
اگر طاقت ندارم گریه هایت را
و اینگونه ترا مردانه می خواهم
اگر باور کنم اینکه ترا دیگر
نخواهم دید؛ بی شک شکل ارواحم
بیا...  پایان این اشعار  سرخورده!
بیا یک آن کنارم،  تا که ما،  با هم...
رها در کوچه های ناگزیر شهر
ببیند او مرا با یار دلخواهم
به پیش چشم او که از حسد می مرد
به من می گفت:   خود خواهانه... گمراهم
برآرم از ته دل اینکه ای زیبا
تویی در آسمان خاطره، ماهم
*
نمی دانم که باور کرده ای یا نه ؟
ولی اینگونه ات من چشم در راهم.
 

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ص

هرچیروكه بیشترازهمه میخوای3بارتكراركن،بعدآیه زیروبخون:بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم،این پیاموبه9نفربرست آرزوت قبول میشه،باورنمیكردم واقعاقبول میشه اگرپاك كنی ونفرستی خداآرزوتوقبول نمیكنه ساعتتونگاه كن،9دقیقه بعدیه اتفاق میفته كه خوشحال میشی...........

مهتاب نصر

سلام مصطفی عزیز ممنون از لطفت بزرگوار یه زمانی خودم خیلی آرزوم بود که ترانه هامو بخونن اما الان دیگه برام مهم نیست مهم برام خونده شدن کارامه اونم توسط مخاطبای فهیم بازم مرسی عزیز مهربون[گل]

مهتاب نصر

درود بر مصطفی عزیز مرسی از لطفتون...راستش دانشگاه یزد که نه تو یکی از زیر شاخه هاش من درس میخونم یعنی دانشکده میبد. زیاد فاصله ای با اردکان ندارم شاید ده دقیقه[پلک]مرسی از دعوتتون چشم حتما میام فقط تاریخ دقیق جلساتو برام کامنت کنید خوشحال میشم و برام باعث افتخاره یه سر دیدن بچههای هنرمند اردکان بیام بله من موسیقی هم کار میکنم[گل]

zohre

سلام وهزاران درود دوست قدیمی پارسال دوست.... امسال غریبه.... سرنمیزنین!؟ زیبا بود ...مثل همیشه دلنوشته های پر احساستون شبهای احساس ودلتون پر از شاعرانه های عاشقی شاداب باشید و قلمتون مدام

محمد خدایی

فراخوانی پایگاه خبری اردکان لطفا تبلیغ گستزده پایگاه خبری فراموش نشود با تشکرمحمد خدایی. www.mkhnews.com به همکاری شما نیاز داریم تماس بگیرید 09135190241

zohre

سلام ودرووود ممنون از حضورونظر خوبتون چه عجب !؟؟؟نترسیدین اومدین اینورا ؟!!!!!!!؟... خوشحالم کردین خوشحالم که به دلتون نشست شاداب باشید غزل شما هم خیلی قشنگ ولذت بخش بود مرسی شاعرانگیتون مداااااااام

مهتاب نصر

لام استاد خواهش میکنم اختیار دارید برای من حضور در این جمع صمیمی باعث افتخار بود ... ان شالله اگر خدا بخاد بازم مزاحمتون میشیم[گل]

مهتاب نصر

بگـــــــــذار سرنوشت هر راهی را که میخواهد برود، ما راهمان جــــــداست… این ابرها تا میتوانند ببارند ما چترمان خــــداست…

سید مجتبی محسن زاده

بسیار زیبا و با بار معنای ناب...چقدر روان نوشتید این دلنوشته را باور کنید چند بار خواندم ولی سیر نشدم از هر بار خواندن