کاروان غریبی

باسلام قلب

ماه حزن و اندوه برهمگان تسلیت باد

و این قطعه شعری با نام :

                                           کاروان غریبی

از اینجانب مصطفی عابدی اردکانی (غروب)

 گرچه تا تو فاصله فرسنگها

فصل وصلم با خیالت اندک است

عشق سرخت تاهمیشه در دلم

مثل نقشی است که بر سنگی حک است

 

تشنه ام تشنه تر از ظهر کویر

با تو اما مثل دریا میشوم

باز عاشورا،عطش مرزجنون

من طنین ای دریغا می شوم

  

  کاروانی از غریبی ، بی کسی

رهسپار کوچه های شهر شام

روی نیزه آفتابی از ازل

می درخشد با شعاعی سرخ فام

بای بای
/ 4 نظر / 7 بازدید
محمدامین

ممنون که سر زدید. منابع این ویلاگ در سمت چپ گفته شده است. درمورد همکاری هم هنوز معلوم نیست چون من دانشجو هستم و مشکلاتی وجود دارد. البته لازم به ذکر است که با آقای نادر پیری در کتاب اسناد اردکان دفتر اول همکاری کرده ام. ببخشید که دیر آپ می کنم.چون سایت دانشگاه گاه گاهی خراب است. بازم سر بزنید ممنون.

شمس الدین عراقی

درود بر عابد عزیز و ارجمند با سروده های زیبایش

عاشق حق

خداوندا! توخودمیدانی که دراین دنیا انسان بودن وماندن چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است وازاحساس سرشار..