بهار سال نو با یاد یاران

تو وقتی 13 ساله بودی در شناسنامه ات دست می بردی تا عازم جبهه ها شوی و نوجوان 13 ساله امروز تلاش میکند تا نام حسین و علی را از شناسنامه اش بردارد تا کامبیز و سیامک صدایش کنند . تو وقتی 18 سالت بود ازدواج کرده بودی و فردای روز عروسی ترا در جبهه ها می دیدند و جوان 18 ساله امروز هنوز در انتخاب موبایلش مردد مانده است و هر روز به فکر عوض کردن آن است . تو آن روزها تمام رنگ لباست رنگ خاک بود و بس ولی جوان امروز از صبح تا شب در فکر انتخاب رنگ لباس و مدل مو و نو ع ادکلن خویش است آخر شب هم می فهمد رنگی که انتخاب کرده از مد افتاده است . آری تو به معنا می اندیشیدی و امروز به سطح و پوسته ظاهری فکر می کنند؛ چرا که تو با فرهنگ جبهه و ایثار بزرگ شده بودی و جوانانی چون من در گیر فرهنگ تحمیلی ابرقدرتها هستیم و این وظیفه توست که مرا به خویشتن واقعی ام باز گردانی و افق واقعی آدمیت را که از ملائک بالاتر است به من نشان دهی . من جوانم اما منتظر . منتظر الگو هایی که مرا به اوج برسانند و چه بسا اگر الگوی خود را نادرست برگزینم یا الگوی خوبی به من معرفی نشود در ابتدا طرز پوشیدن و را ه رفتنم و اندکی بعد طرز فکر کردن شبیه آنانی شود که دشمن خونی ما هستند و روزگاری جنگ را بر تو تمیل کرده اند و چه بسا در جبهه ای که آنروز شکست خورده اند امروز با تغییر تاکتیک خود پیروز شوند و به اهداف خود برسند. برادر ! یادت باشد این جوانان همه از خود ماهستند ؛ برادر کوچک من ، خواهر کوچک شما، پسر برادر شما و ... خلاصه همه مال همین مرز و بوم هستند .همین پسری که در حال پذیرش فرهنگ بیگانه است و همین دختری که حجاب خویش را جدی نمی گیرد همه از ماهستند و خرده فرهنگ های حاکم بر جامعه آنان را بدین سمت سوق داده است . راستی چه شد که پس از جنگ ، معنویات کمرنگ تر شدند و تجمل و ظاهر گرایی جای خود را در میان مردم انقلابی و شهید داده ما پیدا کرد؟ چه شد که برخی ضد ارزش ها به ارزشها بدل شدند و برخی ارزشها به ضد ارزش ؟ در روزگار حال برخی از قدیمی های جنگ نیز تسلیم شرایط شده اند و اوضاع فعلی را پذیرفته اند و سعی در روشن ساختن فضای ذهنی محیط خانواده و فرزندان خود را هم ندارند و حتی از گفتن خاطرات آن سالهای نه چندان دور نیز ابا دارند و عقیده دارند که دیگر آن روزها و آنگونه زیستن را نمی توان تکرا کرد . شاید آنگونه زیستن تکرار نشود ولی بیاد داشته باشیم که ارزشها و باید ها و نباید های یک جامعه اسلامی هرگز کهنه نمیشوند . ارزشها همان ارزشها هستند و مرور زمان زنگار نخواهند گرفت. مگر می توان روزی را حتی در ذهن خود تصور نمود که راستی و صداقت، عشق ورزیدن و محبت، صفا و صمیمت را غیر انسانی بدانیم و دروغگویی ، خیانت و بی تفاوتی را رفتار هایی انسانی و اخلاقی. بیاییم به روزهای جنگ برگردیم و خوبی های جنگ را مرور کنیم و بگوییم اگرچه ماهیت جنگ خوب نیست ولی درسهایی که جنگجویان این جنگ به مادادند ثروتی است بی پایان که با مروردوباره اش راه را دوباره به خاطر خواهیم آورد . بیاییم زندگی حاج همت و بابایی و زین الدین را مرورکنیم و برای بچه هامان داستان شهردار باکری را تعریف کنیم و چگونه زیستن را و حتی چگونه رفتن را به آنها یاد بدهیم . و اینک در این یادمان لاله های شهر فرصتی است سبز که باید آنرا غنیمت بشمریم و با شهدای شهر و دیار خویش بیعتی دوباره ببندیم و سیره زندگی شان را و حرفها و وصیتهایشان را چراغ راه زندگی خویش قرار دهیم .

/ 3 نظر / 9 بازدید
یک آشنا

ایول بر مصطفی جنگی

امین میراسکندری

سلام.. خیلی ممنون از این که به من سر زدید.و سعی میکنم باز هم از اشعار استاد بنویسم.. باز هم به من سر بزنید خوشحال میشم.. خدا نگهدار..