تقديم به بچه هاي اعتكاف

روشن ضمیری ازمن پرسيد اعتكاف گزيده اي ؟
خجالت زده گفتم : آري
ليك در دلم مي گفتم
مانده از راهم و اينجا به پناه آمده ام .

************

مثل رؤيا مي مونه حضور من تو اين فضا
منم اومدم پيش بنده هاي خوب خدا
قسمتم شد كه سه روزي بمونم تو مسجد و
شستشو دم دل سنگم و با ذكر ربنا
 بر لبا جاري سرود عاشقي و معرفت
"لااله الا هو" ورد من و ورد شما
معتكف به عشق تو  اين دل پاره پاره ام
 دستمو بگير خدا تو  اين زلال لحظه ها
مهر تو چيه كه رو سياهي مثل منو  هم
مي پذيره نميگه كه تو بدي اينجا نيا
قسمتم شد كه سه روزي تو ي خونت بمونم
مهمون تو باشم اي خداي خوب عاشقا!

/ 6 نظر / 8 بازدید
محمد

سلام داداش خوبی دمت گرم مطالبت باحال بود وبلاگتم قشنگه تونستی يه سر به ما بزن

حميد

سلام چه زیبا و عارفانه...ممنونم مصطفای عزیز...

مصطفی

با یاد خدا سلام آپم همین... *خوش به حال اونهايی که حداقل يه جرعه نوشيدند

الميرا

من دیگر هرگز به تو سلام نخواهم کرد!!! دیگرهیچ نیازی به واژه هایی هم چون "سلام" و "خداحافظ" نیست. نه قصه می نویسم و نه افسانه. این ها حقیقت هستند. مکتوب به روز شد. خوشحال می شم سری بزنید. منتظرتون هستم.

محمد حسين

با سلام اين پستتون هم زيبا و در خور تحسين بود يا حق