فاصله

سلام محرم است و نمیشه جز از حسین گفت و نوشت .

 باقطعه ای عاشورایی درخدمتم.

فاصله

گرچه تا تو فاصله فرسنگها
فصل وصلم با خیالت اندک است
عشق سرخت تاهمیشه در دلم
مثل نقشی است که بر سنگی حک است

تشنه ام تشنه تر از ظهر کویر
با تو اما مثل دریا میشوم
باز عاشورا، عطش، مرز جنون
من طنین ای دریغا می شوم

کاروانی از غریبی ، بی کسی
رهسپار کوچه های شهر شام
روی نیزه آفتابی از ازل
می درخشد با شعاعی سرخ فام...

 

تا بعد

/ 2 نظر / 4 بازدید
شمس الدین عراقی

عابد اردکانی عزیز سلام مدتهای مدیداست مصرعی در ذهنم امده است برای سرودن ولی هنوز وقتش نرسیده است . آن مصرع این است : چرا یونان کوچک .اردکانی اردکان اردکان را بسیار دوست دارم گرچه اینجا تنها و دور از یارانم و باز گرچه : بی نشان را پیله ی تنها خوش است آن شب شعر هم شبی بود برای خودش .ولی راستش را بخواهید خلوت تنهایی را بیشتر دوست دارم . سرتان را درد نمی آورم یک سینه سخن را در شعرهایم می ریزم شاید روزی رسید و کسی را که ارزویش را دارم آمد ودید و خواند . پیروز باشی

حميد شرفي

سلام. با غزلي بروزم و منتظر. كرم نما و فرودآ